مرور خاطرات
سلام عزیز دل مامان.سبحان نازنینم.ببخش که دیر دارم واست می نویسم. از آغاز تولدت اتفاقای زیادی افتاده.تو خیلی پسر گل و نازی هستی فدات بشم. الان دقیقا 22 ماه و 3 روزته و 1 خواهر ناز داری.چند روز قبل تولد یک سالگیت من فهمیدم که دوباره خدا میخواد بهم یه فرشته نازو هدیه کنه. نمی خواستم تو رو از شیر بگیرم چون خیلی وابسته بودی بهش.تا 2 ماه هم مقاومت کردم اما آخرش تسلیم شدم چون برای هر سه تامون ضرر داشت.تو از بس که گلی خیلی راحت از شیر گرفته شدی فدات بشم. میخوام چند تا از عکس های نازتو تا الان بذارم. اینجا 5 روزته و مامان جون واسه اولین بار بردنت حمام. اینجا حدودا 12 روزته و واسه اولین بار برده بود...
نویسنده :
somaye
15:13





